تبليغاتX
کنترل کیفیت

کنترل کیفیت

QUALITY CONTROL

۶-- تعاریف مفاهیم پایه‌ای تکامل فرآیندها:

- فرآیند نرم‌افزاری (Software Process):

 مجموعه فعالیتها، روشها و اقداماتی که برای ایجاد و نگهداری یک نرم‌افزار و محصولات جانبی آن به کار گرفته می‌شوند.

 

- قابلیت فرآیند نرم‌افزاری (Software Process Capability):

  

 دامنه نتایج مورد انتظاری را که از یک فرآیند نرم‌افزاری می‌توان بدست آورد، توصیف می‌کند. با کمک این پارامتر می‌توان نتایج احتمالی پروژه نرم‌افزاری را پیش‌بینی کرد.

 

- عملکرد فرایند نرم‌افزاری (Software Process Performance):

نتایج عملی حاصل شده از یک فرآیند نرم‌افزاری را نشان می‌دهد. بنابراین عملکرد فرآیند نرم‌افزاری به نتایج عملی بدست آمده توجه دارد در حالیکه قابلیت فرآیند نرم‌افزاری در مورد نتایج مورد انتظار بحث می‌کند.

 

- تکامل فرآیند نرم‌افزاری (Software Process Maturity):

تکامل فرآیند نرم‌افزاری بستگی به تعریف دقیق، مدیریت، ارزیابی و اثربخشی آن فرآیند دارد. تکامل فرآیند نشان دهنده پتانسیل رشد قابلیتها است و توانمندی فرآیند نرم‌افزاری و میزان بکارگیری این توانمندی را در پروژه‌های سازمان را نشان می‌دهد.

فرآیند نرم‌افزاری در یک سازمان رشدیافته از طریق آموزش و مستندسازی خوب درک می‌شود و به طور مستمر نظارت شده و توسط کاربران بهبود می‌یابد. تکامل فرآیند نرم‌افزاری متضمن آن است که بهره‌وری و کیفیت حاصل از فرآیند نرم‌‌‌افزاری سازمان به مرور زمان بهبود ‌یابد.

 

- فرآیند (Process):

-       مجموعه عملیاتی که باعث تولید خدمت و یا محصولی ‌شود.

-       یک سری اعمال و تغییراتی که به یک نتیجه منتهی می‌شوند.

-       مجموعه اقدامات متوالی که با هدف خاصی انجام می‌گیرد.

7-- از CMM برای چه مواردی استفاده می شود؟

1- بهبود فرایند نرم افزار :که  یک طرح سازمانی برای توسعه و پیاده سازی فرآیند نرم افزاری است.

2- سنجش و ارزیابی فرآیند نرم افزار : که یک سلسله تیمی از مهندسین حرفه ای حالات سازمانی فرآیند نرم افزاری جاری را مشخص می کند. و همچنین ارتباطات فرآیندهای مرتبط به همدیگر را مشخص می کند. و برای بهبود فرآیند نرم افزاری ؛ پشتیبانی های لازم را به عمل می آورد.

3- ارزیابی قابلیت نرم افزار: که یک تیمی نتشکل از پیمانکاران حرفه ای ؛ که نیازها را بازگو کرده و سپس کارهای انجام شده توسط سیستم مورد نظر را مشاهده کرده و جالات را بررسی می کنند و در صورت نیاز قابلیت های جدید را بازگو می نمایند.

 -- 8 مراحل پنجگانه تکامل نرم افزاری :

 

بهبود مستمر فرآیندها بهتراست به جای آنکه بر ابتکارات دگرگون‌ساز متکی باشد بر اقدامات کوچک و تدریجی بنا ‌شود. CMM چارچوبی ارائه می‌دهد که این اقدامات تدریجی را به پنج سطح تکامل تقسیم می‌کند و این سطوح زیربنای بهبود مستمر فرآیندها خواهند بود.

یک سطح تکامل، یک فاز تدریجی تعریف شده می‌باشد که برای دستیابی به تکامل فرآیند نرم‌افزاری طراحی شده است. هر سطح به عنوان پایه‌ای برای رسیدن به سطح بالاتر می‌باشد.

سازماندهی CMM به پنج سطح اقدامات مورد نیاز برای افزایش تکامل فرآیند نرم‌افزار را اولویت‌بندی‌می‌کند.

 

 تغییرات عمده در فرآیندها، در هر مرحله به شرح زیر می‌باشند:

1-     سطح ابتدایی (Initial)

فرآیند مشخصی برای ساخت نرم‌افزار وجود ندارد. در این سطح، پروژه به روش خاص خودش اجرا شده و موفقیت آن بستگی به تلاش‌های فردی دارد.

2-     سطح تکرارپذیر (Repeatable)

فرآیندهای پایه‌ای مدیریت پروژه برای کنترل هزینه و زمان‌بندی و کارکرد تعریف شده‌اند. در این سطح، ضابطه لازم برای تکرار موفقیت‌های قبلی در پروژه‌های مشابه وجود دارد.

3-     سطح تعریف شده (Defined)

فرآیندهای نرم‌افزاری هم در مورد مدیریت پروژه و هم در مورد فعالیت‌های مهندسی به صورت استاندارد و مستند هستند. در این سطح استاندارد سازمان برای استفاده در هر پروژه بهینه می‌شود.

4-     سطح مدیریت شده (Managed)

معیارهای دقیقی برای فرآیند تولید نرم‌افزار و کیفیت محصول وجود دارد و فرآیندها و نتایج به صورت کمّی قابل اندازه‌گیری و کنترل هستند.

5-     سطح بهینه‌سازی (Optimizing)

با استفاده از بازخوردهای کمّی و هدایت فن‌آوری‌ها و ایده‌های جدید، بهبود مستمر فرآیندها امکانپذیر می‌شود.

 

9-- مشخصه‌های رفتاری سطوح تکامل:

 

9-1-- سطح ابتدایی (سطح 1):

در این سطح سازمان عموماً محیط باثباتی برای توسعه و نگهداری نرم‌افزارها نیست. چنانچه سازمانی فاقد مدیریت مطلوب باشد، مزایای اقدامات خوب مهندسی نرم‌افزار بواسطه برنامه‌ریزی ناکارآمد از بین می‌رود. در مواقع بحرانی روندهای برنامه‌ریزی شده کنار گذاشته می‌شوند و به مرحله برنامه‌نویسی و آزمون اکتفا می‌گردد. در هر حال موفقیت پروژه تماماً به یک مدیریت استثنایی و یک تیم طراحی نرم‌افزار کارآمد و مؤثر بستگی دارد. حتی یک فرآیند قوی مهندسی و طراحی هم نمی‌تواند بر ناپایداری ناشی از مدیریت ضعیف، غلبه کند.

تکامل فرآیند تولید نر‌م‌افزار در سازمان‌های سطح 1 غیرقابل پیش‌بینی است زیرا به تدریج که کار پیشرفت می‌کند فرآیند دائماً تغییر می‌کند یا اصلاح می‌شود. عملکرد، بستگی به ویژگی‌های فردی مجریان پروژه دارد و با مهارت‌های ذاتی، دانش و انگیزه آنها تغییر می‌کند.

 

9-2-- سطح تکرار پذیر (سطح 2) :

در این سطح خط مشی مدیریت پروژه‌های نرم‌افزاری و فرآیندهای اجرای این

 

 

 

خط مشی‌ها مشخص شده‌اند و برنامه‌ریزی و مدیریت پروژه‌های جدید بر تجربیات حاصل از پروژه‌های مشابه متکی می‌باشد. هدف از دستیابی به این سطح، رسمیت بخشیدن به فرآیندهای مدیریتی مؤثر برای پروژه‌های قبلی است (هرچند که فرآیندهای اختصاصی هر پروژه ممکن است متفاوت باشد).

در سازمان‌های سطح 2، کنترل‌های پایه مدیریت نرم‌افزار برای پروژه‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. تکامل فرآیندهای نرم‌افزاری سازمان‌های سطح 2 را می‌توان به طور خلاصه «ضابطه‌مند» نامید. زیرا طراحی و پیگیری پروژه نرم‌افزاری پایدار است و امکان تکرار موفقیت‌های قبلی وجود دارد.

 

9-3-- سطح تعریف شده (سطح 3):

در این سطح، فرآیند استاندارد توسعه و نگهداری نرم‌افزار، مشتمل بر فرآیندهای مهندسی و فرآیندهای مدیریتی، مستند می‌شوند و به صورت یک مجموعه هماهنگ در می‌آیند. فرآیندهای سطح 3 به مدیران و کارکنان فنی کمک می‌کنند که کار خود را به صورت اثربخش‌تری اجرا کنند.

در سازمان سطح 3 گروهی (گروه فرآیندهای مهندسی نرم‌افزار) وجود دارد که مسئول فرآیندهای نرم‌افزاری آن است. در این راستا برای حصول اطمینان از اینکه مدیران و کارکنان، دانش و مهارتهای لازم برای انجام وظایف خود را دارا باشند، یک برنامه آموزشی جامع در کل سازمان اجرا می‌شود. برای هر پروژه، استاندارد سازمان به گونه‌ای اصلاح می‌شود که ویژگی‌های منحصر به فرد آن پروژه را شامل شود. در CMM به این فرآیند، فرآیند نرم‌افزاری تعریف شده برای پروژه می‌گویند.

یک فرآیند نرم‌افزاری معین شامل مجموعه‌ای هماهنگ و یکپارچه از فرآیندهای مهندسی و مدیریتی، می‌باشد. تکامل فرآیند نرم‌افزاری در سازمان‌های سطح 3 را می‌توان در رده استاندارد و هماهنگ قرار داد زیرا فعالیت‌های مهندسی و مدیریتی، پایدار و تکرار پذیر هستند. این قابلیت بر اساس فهم مشترک سازمانی از فعالیتها، وظایف و مسئولیت‌ها در یک فرآیند معین نرم‌افزاری بنا شده است.

  

9-4-- سطح مدیریت شده (سطح 4):

در سطح مدیریت شده، سازمان اهداف کمّی را برای فرآیندها و محصولات نرم‌افزاری در نظر می‌گیرد. به عنوان بخشی از برنامه سنجش سازمانی، بهره‌وری و کیفیت فرآیندهای مهم در تمام پروژه‌ها اندازه‌گیری می‌شوند. در این سطح ، فرآیندهای نرم‌افزاری با معیارهای هماهنگ  و متناسب سنجیده می‌شوند. این اندازه‌گیری‌ها زیربنایی کمّی برای ارزیابی فرآیندها و محصولات پروژه فراهم می‌کند. قابلیت فرآیندهای نرم‌افزاری برای سازمان‌های سطح 4 را می‌توان به طور خلاصه قابل پیش‌بینی نامید، زیرا فرایندها با معیارهای قابل اندازه‌گیری سنجیده می‌شوند. چنانچه اندازه‌گیری‌ها تخطی از حدود مجاز را نشان دهد برای تصحیح عملکرد اقدام می‌شود.

 

9-5-- سطح بهینه‌سازی (سطح 5):

در این سطح کل سازمان بر بهبود مستمر فعالیتها متمرکز می‌شود. سازمان با هدف جلوگیری از وقوع نقص و اشکال در کارها امکان شناسایی و پیش‌بینی قوت و ضعف فرآیندها را دارد. از داده‌های بدست‌آمده درباره اثربخشی فرآیندهای نرم‌افزاری برای تحلیل هزینه - فایده فن‌‌آوری‌های جدید و تغییرات احتمالی فرآیندها استفاده می شود. تیم‌های انجام‌دهنده پروژه‌ها در سازمان‌های سطح 5 نقائص را تحلیل می‌کنند تا علل آن را مشخص کنند. برای جلوگیری از تکرار نقائص شناخته شده، فرآیندها مورد ارزیابی قرار گرفته و درسهای آموخته شده در مورد سایر پروژه‌ها نیز به کار گرفته می‌شود.

 

 

1--  نگاه کلی بر مدل تکامل قابلیت‌ها (CMM):

 

مدل تکامل قابلیتها برای نرم‌افزار، اصول و برنامه‌هایی را توصیف می‌کند که زیربنای تکامل و توسعه نرم‌افزارهاست. این مدل روش‌های کنترل فرآیندها برای توسعه و نگهداری و همچنین بهبود فرهنگ مهندسی نرم‌افزار و مدیریت را فراهم می‌کند.

در نوامبر 1986 مؤسسه مهندسی نرم‌افزار[1] (SEI) وابسته به دانشگاه کارنگی ملون با کمک شرکت Mitre توسعه چارچوب تکامل فرآیندها را آغاز کردند. این اقدام در پاسخ به درخواست دولت فدرال برای تعیین میزان تکامل فرآیندهای نرم‌افزاری، آغاز شد. در سپتامبر 1987 مؤسسه SEI خلاصه‌ای از چارچوب تکامل فرآیندها  را منتشر کرد. بعد از چهار سال استفاده آزمایشی از چارچوب تکامل فرآیندهای نرم‌افزاری و نسخه اولیه پرسشنامه تکامل، در سال 1991  SEI مدل تکامل قابلیت (CMM) برای نرم‌افزار را تدوین نمود. CMM  بر مبنای دانش کسب شده از ارزیابی‌های فرآیندهای نرم‌افزاری و بازخورد دریافت شده از صنعت و دولت بنا شده است. نسخه1.0  CMM در سال‌های 1991 و 1992 مورد استفاده و بازبینی قرار گرفت. کارگاهی در آوریل 1992 درباره CMM  با حضور بیش از 200 متخصص نرم‌افزار برگزار شد و حاصل آن CMM نسخه 1.1 بود. مستندات این استاندارد که به صورت رایگان در دسترس عموم می‌باشد را می‌توان از سایت www.sei.cmu.edu/cmm بدست آورد.

 

2-- هدف از طراحی :CMM

 

هدف از طراحی CMM تعیین میزان تکامل فرآیندهای موجود و مشخص کردن نکات اساسی کیفیت نرم‌افزار و بهبود فرآیندها برای سازمانهای تولید کننده نرم‌افزار بود تا آنها را برای انتخاب راهبردهای بهبود فرآیندها یاری ‌کند. ساختار مرحله‌بندی شده CMM متکی بر اصول کیفیت محصولات است که از 60 سال قبل مورد استفاده بوده است.

 

3--  چرا SACMM ایجاد شد؟

 

دولت و صنعت هر دو نیاز دارند که فرآیند تدارک و سفارش نرم‌افزار را بهبود دهند. برای این منظور اهداف نهایی و آنچه برای رسیدن به آن لازم است باید شناسایی شوند. علاوه بر آن پیشرفت حاصل در نائل آمدن به اهداف باید قابل اندازه‌گیری باشد.  مدل تکامل قابلیت‌ها ـ تدارک نرم‌افزار *(SA-CMM) چارچوب مورد نیاز را برای دستیابی به موارد فوق‌الذکر بوجود آورده است.

 

 

4--  تفاوت SACMM با SEI :

 

تجربه SEI در توسعه مدل تکامل قابلیت‌ها برای نرم‌افزار (SW-CMM) نقش پدید‌آورنده (و پشتیبانی کننده) را توصیف می‌کند در حالی که SA-CMM درباره خریدار (سفارش‌دهنده) و نقش آن در فرآیند سفارش می‌باشد. در SA-CMM یک درخواست با فرآیند تعریف نیازهای سیستم آغاز می‌شود.

SA-CMM شامل بعضی اقدامات ما قبل قرارداد نیز می‌شود از قبیل آماده‌سازی مجموعه درخواست‌ها، شناسایی نیازهای اولیه و مشارکت در انتخاب منابع، در SA-CMM، یک سفارش موقعی پایان می‌یابد که قرارداد نهایی شود.

 

SA-CMM حوزه‌های فرایند کلیدی را برای چهار سطح از پنج  سطح تکامل شناسائی می‌کند. حوزه‌های فرآیند کلیدی، اهدافی که برای رسیدن به هر سطح تکامل باید محقق شوند، را مشخص می‌کنند.
SA-CMM به گونه ای طراحی شده است که برای تدارک هر نرم‌افزاری، بدون توجه به ابعاد اجرایی پروژه، قابل استفاده باشد. 

 

 

5--CMMI   چیست و چرا راه اندازی شد؟

در سال 2000 مدل تکامل قابلیت ها به مدل مجتمع سازی تکامل قابلیت ها ارتقا پیدا کرد. انجمن مهندسین نرم افزار برای مدت طولانی cmm را حفظ و نگهداری نکردند. زیرا آن در ارتباط با روشهای ارزیابی بودیا فقط قابلیت های آموزشی داشت . برای اطلاعات بیشتر درباره اینکه انجمن مهندسین نرم افزار چگونه cmmi را جایگزین cmm کردند می توانید به لینک زیر مراجعه کنید :

http://www.sei.cmu.edu/cmmi/adoption/sunset.html

پروژه cmmi در سال 1997 شروع به کار کرد. برای اینکه  به بررسی مجدد فعالیت های sei  بپردازد. این پروژه به وسیله اداره امنیت و دفاع  (OUSD) برای اینکه امنیت اطلاعات را بالا ببرد ایجاد شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 22:44  توسط بهزاد ایزدی  | 

مقدمه:

حضوردربازارهاي رقابتي فشرده در جهان امروز،صنعتگران را برآن داشته است تا بيش از گذشته به کيفيت محصولات خودتوجه نمايند.کشورهاي در حال توسعه نيز که تمايل به رشد صنعتي دارنداز اين قاعده مستثني نيستند.

عوامل متعددي برکيفيت يک محصول تاثير مي گذارند که در اينجا مي توان از دانش فني،مواد اوليه،نيروي انساني،تکنولوژي و ماشين آلات و...نام برد.يکي ديگرازاين عوامل موثر،ابزار- هاي اندازه گيري هستند که وظيفه محک زدن کيفيت محصول را باتوجه به استانداردها بر عهده دارند.

براي حصول اطمينان از کيفيت يک محصول، بايد ابزارها از صحت ودقت عملکرد لازم برخوردارباشند ؛و به همين منظورمفهوم کاليبره کردن ابزارهاي اندازه گيري مطرح مي گردد.

شناخت اهميت کاليبراسيون براي تجهيزات اندازه گيري مستقر در کارخانجات وصنايع يکي از مسايل مهمي بود که با آغازاستقرار استانداردهاي سري 9000 در کارخانجات ايران مورد توجه قرار گرفت .

در اين ميان در بعضي از مراکز موجود به علت عدم آگاهي مشاوران يا مسئولين مربوطه حتي الزامات اوليه کاليبراسيون اعم از دانش فني ،تجهيزات مناسب ،قابليت رديابي و ...رعايت نمي شود.حتي از گواهي نامه هاي کاليبراسيون صادره عليرغم هزينه هايي که در بر دارد نيز اطلاعات لازم جهت استفاده در سيستم اخذ نمي شود.بنابراين به نظر مي رسد که درک صحيح و کامل از مفهوم کاليبراسيون، واجراي درست آن، در بهينه سازي سيستم اندازه گيري و نيز در جلو گيري از هزينه هاي اضافي کمک شاياني مي کند .

کاليبراسيون چيست ؟

تعاريف متعددي براي کاليبراسيون ارائه شده است. دراستاندارد ملي ايران در بخش "واژه ها واصطلاحات پايه و عمومي اندازه شناسي" کاليبراسيون چنين تعريف شده است :

مقايسه ابزار دقيق  با يک مرجع استاندارد آزمايشگاهي در شرايط استاندارد ، جهت اطمينان از دقت و سلامت آن و تعيين ميزان خطاي اين وسيله نسبت به آن استاندارد وتنظيم آن در مقايسه با استاندارد .

تعريف ديگري که ميتوان ارائه داد اين است که :

کاليبراسيون مقايسه دو سيستم يا وسيله اندازه گيري است(يکي باعدم قطعيت معلوم وديگري با عدم قطعيت نامعلوم)به منظورمحاسبه عدم قطعيت وسيله اي که عدم قطعيت آن نامعلوم است.

تعريف ديگري که در ايزو 10012 آمده است کاليبره کردن را چنين معرفي كرده است: مجموعه اي ازعمليات که تحت شرايط مشخصي برقرار مي شود و رابطه ي بين مقادير نشان داده شده توسط وسيله  اندازه گيري  و مقادير متناظر آن کميت توسط استاندارد مرجع را مشخص مي نمايد.

معمولا کاليبراسيون اوليه دستگاه آزمون و اندازه گيري (TME) در مرحله ي ساخت و توليد آن انجام مي گيرد که  مي تواند شامل اين مراحل باشد : درجه بندي دستگاه ، تنظيم مدارات الکتريکي موجود روي وسيله مانند تنظيم نشان دهنده هاي ديجيتالي،تخمين عدم قطعيت و پايداري دستگاه .

پس از اين مراحل وسيله اندازه گيري با توجه به طول عمر آن مورد استفاده قرار مي گيرد. کاليبراسون مجدد جهت اطمينان از عملکرد صحيح دستگاه ها و کنترل کيفيت اجزاي آنها مورد نياز است. بنابراين با کاليبراسيون مجدد مي توان عوامل و اجزايي از دستگاه را که کيفيت خود را از دست داده است، شناسايي کرد .

علت کاليبراسيون:

کاليبراسيون اوليه وسيله اندازه گيري چگونگي کارايي مورد ادعاي سازنده را به مشتري نشان مي دهد .پارامتر هايي که توسط دستگاه اندازه گيري مي شود به استاندارد هاي اندازه گيري قابل رديابي ارجاع داده مي شود که اگر چنين نباشد اطميناني به آنها نمي توان داشت.

کاليبراسيون مجدد به خاطر کنترل و نگهداري فرايند هاي اندازه گيري که با وسيله ي اندازه گيري انجام مي شود لازم است . معمولا عدم قطعيت وسيله نسبت به زمان و با استفاده هاي مکرر از آن افزايش مي يابد . شناسايي رشد تدريجي عدم قطعيت و افزايش آن به راحتي توسط کاربران امکان پذيرنيست . آنچه که در اندازه گيري بسيار ضروري است قابليت رديابي است . برقراري قابليت رديابي که با کاليبراسيون امکان پذير مي شود در کنترل سيستم اندازه گيري و تجارت بين المللي ضروري مي باشد . قابليت رد يابي عبارت است از : قابليت ارتباط مقدار يک استاندارد يا نتيجه ي يک اندازه گيري با مرجع هاي ملي و بين المللي، از طريق زنجيره ي پيوسته ي مقايسه ها که همگي عدم قطعيتي معين دارند که به صورت ملي يا بين المللي تعيين يا مشخص مي شوند .

 از ملزومات هر تحقيقات ،طراحي فعاليت هاي توليدي ،آزمون هاي نهايي و کاليبراسيون توليدات و تجهيزات قبل از تحويل مي باشد . همچنين کاليبراسيون قابل رديابي ،حصول اطمينان از عدم قطعيت اندازه گيري در يک بخش از فرايند را که بر بخش هاي ديگر فرايند تاثير گذار است امکان پذير مي سازد.

اعتبار اندازه گيري ها مربوط به تحقيقات بستگي به درستي برآورد پديده هاي تحت مطالعه و عدم قطعيت هاي به دست آمده دارد. کاليبراسيون وسيله هايي که در تحقيقات مورد استفاده قرار مي گيرند، عدم قطعيت و کنترل رشد عدم قطعيت را مشخص مي نمايد و به محقق کمک مي کند که به نتايج حاصل از تحقيقات خود اطمينان داشته باشد؛ که اين نتايج ناشي از تغييرات واقعي پديده هاست؛ نه ناشي از عدم درستي در تخمين عدم قطعيت هاي          اندازه گيري.

زمان کاليبراسيون:

تعيين زمان کاليبراسيون يکي از تصميمات مهم و قابل توجه است که البته به نظر برخي منجر به اتلاف وقت و پول مي گردد. عدم قطعيت هاي اندازه گيري سبب اتخاذ تصميمات نادرستي مي  شود که اين تصميمات نادرست، ناشي از نتايج اندازه گيري فريبنده مي باشد.

 هدف، انجام کاليبراسيون مجدد در فواصل زماني بهينه است؛ به طوري که بين هزينه کاليبراسيون و هزينه هاي ناشي از عدم کاليبراسيون تعادل ايجاد شود . در حال حاضر براي تعيين فواصل کاليبراسيون مجدد، بيشتر به درصد درستي مورد انتظار وسيله هاي اندازه گيري توجه مي شود؛ که اين درصد را مي توان از مشخصات آن به دست آورد . بزرگي اين درصد نشانگر کم بودن شانس بروز اندازه گيري نادرست بوسيله دستگاه اندازه گيري است. برخي از کاربران اين درصد را به منظور اطمينان بيشتر از کنترل کيفيت اندازه گيري، 95 درصد و يا بيشتر انتخاب مي کنند؛ که آن هم بستگي به سياست و خط مشي کلي کيفيت در شرکت مربوطه دارد. بنابراين انتخاب اين درصد قرار دادي بوده و راحت ترين انتخاب قابل قبول 85 تا 90 درصد است . فرايند تعيين زمان کاليبراسيون از محاسبات مشکل رياضي و آماري است و نيازمند داده هاي درست و کافي در حين کاليبراسيون است .

مکان کاليبراسيون:

کاليبراسيون در آزمايشگاه هاي مرجع انجام مي پذيريد. کاليبراسيون مي تواند در مکاني که وسيله اندازه گيري مورد استفاده قرار مي گيرد نيز انجام شود. اين عمل از مزاياي زير برخوردار است:

1-تنش هاي ناشي از جابجايي وسيله به حداقل مي رسد

2- کاليبراسيون ساده تر و ارزان تر تمام مي شود چون کاليبراسيون فقط در نقاط مورد نظر كاربران انجام مي شود

3-کاربران مي توانند از حفاظت دستگاههاي خود مطمئن باشند

4- کاليبراسيون در کوتاه ترين زمان خود انجام مي گيرد و در عملکرد دستگاه انقطاعي پيش نمي آيد

از معايب اين عمل مي توان به موارد زير اشاره کرد:

1-تغييرات شرايط محيطي روي دستگاه هاي مرجع ممکن است تاثير گذار باشد

2-ابعاد دستگاه هاي مرجع ممکن است مشکل ايجاد کند

3- کاليبراسيون در محل، هزينه هاي اضافي دربر دارد

 

 

چگونگي کاليبراسيون:

کيفيت و هزينه کاليبراسيون بستگي به روش کاليبراسيون و تعداد نقاط مورد بررسي دارد. هزينه کاليبراسيون از عوامل مهم و تعيين کننده در انجام آن مي باشد . در روش هاي مختلف کاليبراسيون هزينه ها متغير است؛ بنابر اين لازم است توضيحات بيشتري درباره انواع       روش هاي کاليبراسيون ارائه شود. سيستم هاي کاليبراسيون را مي توان به چهار گروه زير تقسيم کرد :

1-کاليبراسيون جهت بازرسي و تصحيح

باتوجه به نتايج حاصل از بازرسي ،تصحيح اعمال مي شود. تا وقتي که خطا در حدود قابل قبول سيستم اندازه گيري باشد، نيازي به تصحيح نيست و از وسيله ي اندازه گيري مي توان استفاده کرد. اما اگر خطاي مقادير مورد اندازه گيري از حدود قابل قبول بيشتر باشد اعمال تصميمات لازم ضروري است.

2- کاليبراسيون فقط به منظور بازرسي

اگر خطاي مقادير مورد اندازه گيري که از اعمال بازرسي حاصل مي شوند در حدود تعريف شده باشد، از دستگاه اندازه گيري مي توان استفاده کرد.از آنجا يي که تصحيح ويا تعمير دستگاه اندازه گيري گران است با بازرسي هاي دوره اي تا زماني که خطاي وسيله اندازه گيري در حدود تعريف شده باشد استفاده از آن بلامانع است.چنانچه خطاها ازحدود تعريف شده تجاوز کنند وسيله اندازه گيري را بايد کنار گذاشت ويا تقليل رده وکلاس داد.

 

 

 

3-کاليبراسيون فقط به منظور تصحيح

در اين روش بازرسي انجام نمي شود اما تصميمات لازم جهت رسيدن به مفهومي معادل کاليبراسيون جديد واستفاده از وسيله اندازه گيري انجام مي شود. به عنوان مثال تصحيح نقطه صفر وسيله اندازه گيري که به صورت دوره اي انجام مي پذيرد، استفاده مجدد از آن را امکان پذير مي نمايد.چنانچه نقطه صفر تغيير کرده باشد ، با تصحيح مجدد مي توان وسيله اندازه گيري را تنظيم نمود.

4- عدم کاليبراسيون

در اين روش بدون انجام بازرسي و تصميمات لازم از دستگاه اندازه گيري استفاده مي شود . در اين حالت به دليل آنکه مقدار بعضي از خطاهاي مشخص دستگاه از حدود کنترل تعريف شده براي وسيله اندازه گيري در فرايند توليد کوچکترند، بدون انجام کاليبراسيون دوره اي از وسيله اندازه گيري استفاده مي شود .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خلاصه آنچه که گفته شد در جدول زير آمده است .

  کاليبراسيون جهت

  بازرسي وتصحيح

  کاليبراسيون فقط

   به منظور بازرسي

کاليبراسيون فقط

به منظور تصحيح

     عدم کاليبراسيون

      انجام بازرسي

 

نتايج حاصل از

بازرسي

    

تصحيح وسيله

 

   استفاده از وسيله

    انجام بازرسي

 

 

نتايج حاصل از بازرسي

 

 


عدم اعمال تصحيحات

 

 


 عدم استفاده  استفاده

      عدم بازرسي

 

 

اعمال تصحيحات لازم

 

 


استفاده از وسيله

       عدم بازرسي

 

 


عدم اعمال تصحيحات

 

 


   استفاده از وسيله

 

وضعيت کاليبراسيون :

 پس از انجام کاليبراسيون وضعيت کاليبراسيون ابزار بايد مشخص باشد . اين بدين معني است که به طريقي ابزارهايي که کاليبره شده اند را مشخص کنيم . براي اين منظور معمولا از يک برچسب کاليبراسيون استفاده مي شود .توصيه مي شود که اين برچسب با برچسبي که براي شناسايي ابزار استفاده مي شود متفاوت باشد . مواردي که بايد در وضعيت کاليبراسيون مشخص شوند عبارتند از :

1-                       کاليبره بودن ابزار

2-                       دقت و صحت واقعي ابزار

3-                       تاريخ انجام کاليبراسيون بعدي

4-                       محدوديت هاي کاربرد و استفاده از ابزار

 نگهداري سوابق کاليبراسيون :

 بعداز انجام کاليبراسيون سوابق کاليبراسيون بايد نگهداري شود دلايل نگهداري اين سوابق عبارتند از :

1-                       امکان بررسي وضعيت و تغييرات ابزار در طول زمان جهت تعيين توالي انجام کاليبراسيون و نحوه بکارگيري ابزار

2-                       اثبات ادعاي کاليبره بودن ابزار

سوابق کاليبراسيون بايد موارد زير را شامل شود :

·       اطلاعات شناسايي دقيق ابزار مورد نظر (نوع ، نام ، شماره سريال و ... )

·       نام مسئول و محل نگهداري

·       تاريخي که کاليبراسيون انجام شده است

·       نتيجه کاليبراسيون در قالب مقادير خوانده شده پيش از تنظيم و پس از تنظيم براي هريک از پارامترهاي مورد کاليبراسيون (اين مورد براي بررسي وضعيت و روند تغييرات ابزار ضروري است)

·       تاريخ کاليبراسيون بعدي

·       حدود خطاي قابل قبول

·       شماره سريال استانداردهايي که براي کاليبره کردن ابزار به کار رفته اند

·       شرايط محيطي در حين کاليبراسيون

·       بيان مقدار خطاي احتمالي (در قالب دقت و صحت)

·       جزئيات تمامي تنظيمات ، خدمات ، تعميرات و تغييراتي که انجام شده است

·       نام  شخصي که عمل کاليبراسيون را انجام داده است

· جزئيات هر گونه محدوديت استفاده

در اينجا يکي از ابزارهاي مورد استفاده جهت انجام کاليبراسيون معرفي مي گردد.

سنجه هاي مکعب مستطيلي Gage Blocks                                       

با اينکه متر بين الملي به عنوان استاندارد اصلي اندازه گيري طول مناسب مي باشد؛ براي کارهاي روزمره در هر کارخانه ،ناگزير هستيم كه از استانداردهاي ثانوي يا عملي براي اندازه گيري دقيق استفاده كنيم. سنجه هاي مکعب مستطيلي اين نياز را بر آورده مي سازند.

اين سنجه ها مکعب مستطيل هايي کوچک از جنس فولاد آلياژي مي باشند و داراي دو وجه بسيار مسطح و متوازي به فاصله ي بسيار دقيق از يکديگر هستند. اين دو وجه به شدت پرداخت کاري وصيقل کاري شده تا سطوح کاملا صافي با دقت بسيار بالايي را ايجاد نمايند . دقت صافي سطح اين دو وجه که براي اندازه گيري مورد استفاده قرار مي گيرند حدود 50 تا200 ميليونيم ميلي مترمي باشد . اين قطعات به طور متوالي تحت حرارت و برودت شديد قرار داده مي شوند تا ساختمان کريستالي آنها عاري از هرگونه تنش باقي بماند.

 

 

کاربرد سنجه هاي مکعب مستطيلي

1-  براي کنترل دقت ابعادي گيج هاي ثابت براي تعيين ميزان سايش وانقباض آنها

2-    براي کاليبره کردن گيج هاي متغير و وسايل اندازه گيري دقيق مثل ميکرومترها و کوليس ها

3-  براي تنظيم ساعتهاي اندازه گيري

4-  براي تنظيم ميله هاي سينوسي و صفحه هاي اندازه گيري

5 – براي تنظيم ماشينهاي ابزار

6-  براي اندازه گيري دقت قطعات پرداخت شده

اين سنجه هاي در مجموعه هاي متنوع و مختلفي به بازار عرضه مي شود . اما معمولي ترين آن ها ،  مجموعه هاي اينچي 83 تايي و مجموعه هاي ميليمتري 88 تايي است .

اين سنجه ها از نظر دقت در سه کلاس ساخته مي شوند .

1-                       درجه آزمايشگاهي (AA) با ميزان دقت 0.00005 mm

2-                       درجه بازبيني يا مرجع (A)  با ميزان دقت  0.00005تا 0.00015

3-                       درجه کار (B) با ميزان دقت   0.00015  تا  0.00025

اين سنجه ها تحت دماي 20 درجه سانتيگراد کاليبره شده اند . هنگام استفاده از آنها بايد دقت و مراقبت ويژه اي بکار برد . بطوريکه 5/0 درجه سانتيگراد افزايش دما باعث انبساط سنجه به اندازه 0.0006mm  مي شود .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 0:37  توسط بهزاد ایزدی  | 

کاربرد لیزر در اندازه گیری و کنترل :

خصوصيات جهتمندي درخشايي و تكفامي ليزر باعث كاربردهاي مفيد زيادي براي اندازه گيري و بازرسي در رشته مهندسي سازه و فرايندهاي صنعتي كنترل ابزار ماشيني شده است. در اين بخش تعيين فاصله بين دو نقطه و بررسي آلودگي را نيز مد نظر قرار مي دهيم

يكي از معمولترين استفاده هاي صنعتي ليزر هم محور كردن است. براي اينكه يك خط مرجع مستقيم براي هم محور كردن ماشين آلات در ساخت هواپيما و نيز در مهندسي سازه براي ساخت بناها پلها و يا تونلها داشته باشيم استفاده از جهتمندي ليزر سودمند است. در اين زمينه ليزر به خوبي جاي وسايل نوري مانند كليماتور و تلسكوپ را گرفته است. معمولا از يك ليزر هليم - نئون با توان كم استفاده مي شود و هم محور كردن عموما به كمك آشكارسازهاي حالت جامد به شكل ربع دايره اي انجام مي شود. محل برخورد باريكه  ليزر روي گيرنده با مقدار جريان نوري روي هر ربع دايره معين مي شود. در نتيجه هم محور شدن بستگي به يك اندازه گيري الكتريكي دارد و در نتيجه نيازي به قضاوت بصري آزمايشگر نيست. در عمل دقت رديف شدن از حدود  5µm تا حدود  25µm  به دست آمده است.

از ليزر براي اندازه گيري مسافت هم استفاده شده است. روش استفاده از ليزر بستگي به بزرگي طول مورد نظر دارد

براي مسافتهاي كوتاه تا 50 متر روشهاي تداخل سنجي به كار گرفته مي شوند كه در آن ها از يك ليزر هليم - نئون پايدار شده فركانسي به عنوان منبع نور استفاده مي شود. براي مسافتهاي متوسط تا حدود 1 كيلومتر روشهاي تله متري شامل مدوله سازي دامنه به كار گرفته مي شود. براي مسافت هاي طولاني تر مي توان زمان در راه بودن تپ نوري را كه از ليزر گسيل شده است و از جسمي بازتابيده مي شود اندازه گيري كرد.

در اندازه گيري تداخل سنجي مسافت از تداخل سنج مايكلسون استفاده مي شود. باريكه ليزر به وسيله يك تقسيم كننده نور به يك باريكه اندازه گيري و يك باريكه مرجع تقسيم مي شود  باريكه مرجع با يك آينه ثابت بازتابيده مي شود در حالي كه باريكه اندازه گيري از آينه اي كه به  جسم مورد  اندازه گيري متصل شده است بازتاب پيدا مي كند. سپس دو باريكه  بازتابيده مجددا با يكديگر تركيب مي شوند به طوري كه با هم تداخل مي كنند و دامنه تركيبي آن ها با يك آشكار ساز اندازه گيري مي شود. هنگامي  كه محل جسم در جهت باريكه به اندازه نصف طول موج ليزر تغيير كند سيگنال تداخل از يك ماكزيموم به يك مينيموم مي رسد و سپس دوباره ماكزيموم مي شود. بنابراين يك سيستم الكترونيكي شمارش فريزها مي تواند اطلاعات مربوط به جابجايي جسم را به دست دهد. اين روش اندازه گيري معمولا در كارگاههاي ماشين تراش دقيق مورد استفاده قرار مي گيرد و امكان اندازه گيري طول با دقت يك در ميليون را مي دهد. بايد يادآوري كرد كه در اين روش فقط مي توان فاصله را نسبت به يك مبدا اندازه گيري كرد. برتري اين روش  در سرعت دقت  و انطباق با سيستم هاي كنترل خودكار است.

براي فاصله هاي بزرگتر از روش تله متري مدوله سازي دامنه استفاده مي شود و فاصله روي اختلاف فاز بين دو باريكه ليزر مدوله مي شود و فاصله از روي اختلاف فار بين دو باريكه گسيل شده و بازتابيده معين مي شود. باز هم دقت يك در ميليون است. از اين روش در مساحي زمين و نقشه كشي استفاده مي شود. براي فواصل طولاني تر از 1 كيلومتر فاصله با اندازه گيري زمان پرواز يك تپ كوتاه ليزري گسيل شده از ليزر ياقوت و يا ليزر CO2   انجام مي گيرد. اين كاربردها اغلب اهميت نظامي دارند و در بخشي جداگانه بحث خواهد شد كاربردهاي غير نظامي مانند اندازه گيري فاصله بين ماه و زمين با دقتي حدود 20 سانتي متر و تعيين برد ماهواره ها هم قابل ذكر است.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 0:24  توسط بهزاد ایزدی  | 

سيستم هاي اندازه گيري صنعتي (IMS ) :

(Industrial Measuring Systems)

سيستم هاي اندازه گيري صنعتي (IMS ) به سيستم هاي قابل حمل اندازه گيري سه بعدي اشاره دارد كه براي اندازه گيري هاي دقيق صنعتي با دقت هايي به كوچكي ميكرون ، بكار ميروند .
سيستم هاي IMS براي اندازه گيري سه بعدي اجسام بزرگ و تحليل آنها در مراحل مختلف توليد مانند طراحي ، توسعه طرح ،‌توليد و كنترل كيفيت مورد استفاده قرار مي گيرند.
كاربردهاي ويژه سيستم هاي IMS در مونتاژ ، بازرسي و كنترل در سيستم هاي CAD ، مهندسي معكوس ، كاليبراسيون دستگاههاي رباتيك و به طور كلي پروژه هاي اندازه گيري د ر حجم هاي بزرگ مي باشد . اين كاربردها  در تمام صنايع به ويژه صنايع خودروسازي ، كشتي سازي ، هوا فضا ، ساخت تجهيزات نيروگاهي و تحقيقات دقيق علمي نمود پيدا مي كند.
با ورود سيستم هاي IMS ، محدوديت هايي كه روشهاي سنتي اندازه گيري از قبيل استفاده از گيجها ، شابلونها ، يادداشت برداري دستي ، اتلاف وقت ، نيروي كار و سرمايه ايجاد كرده بودند ، از بين مي روند.
بطوركلي سيستم هاي IMS در دو بخش كلي سيستم هاي تئودوليتي و سيستم هاي ليزرتركر قابل ارائه مي باشند .
سيستم هاي تئودوليتي بر اساس اندازه گيري زاويه نقاط و يافتن فاصله ، مختصات سه بعدي را ايجاد مي نمايند و سيستم هاي ليزر تركر بر اساس انترفرومترInterferometer)( تداخل سنج  با رديابي هدف متحرك (‌نقاط برداشت)‌بصورت دقيق و سريع موقعيت سه بعدي نقاط را نمايش مي د هند.

 توتال استيشن هاي صنعتي  

توتال استيشن هاي ، فرآیند اندازه گيري را آنچنان آسان و راحت و در عین حال بسيار دقيق نموده اند كه چنین فرآیندی هرگز تا به حال تجربه نشده است . این توتال استيشن ها امکان انجام سریع و کارآمد پروژه هاي اندازه گيري را براي تمام کاربران از مبتديان تا متخصصان ، فراهم مي آورند .

 

 

 ليزرتركرها (‌laser Trackers): 

ليزرتركرها در حقیقت ماشينهاي اندازه گيري سه بعدي متحرك و قابل حمل مي باشند. (Portable CMM) امروزه تکنولوژی نوین توليدات صنعتي ، نيازمند سيستم هاي اندازه گيري بسيار دقيق و سريع مي باشد بطوريكه بتوانند در كاربردهاي گوناگون مورد استفاده قرار گيرند. در اين راستا ليزرتركرهاي با ويژگيهاي برجسته و منحصر به فرد خود ، فرآيندهاي حساس ، دقيق و زمان بر اندازه گيري صنعتي را بسيار سريع و قابل اعتماد نموده است.

تئودوليتهاي صنعتي (‌ زاويه ياب ها ) : 

تئودوليتها بر اساس اندازه گيري زاويه مي توانند موقعيت و مختصات سه بعدي را ايجاد نمايند . تئودوليت هاي صنعتي ، دقت بسيار بالايي را برا ي پروژه هاي اندازه گيري فراهم مي آورند . بخاطر وجود دقت بدون رقيب و سيستم اپتيك بسيار پيشرفته ،تئودوليتهاي صنعتي به عنوان معيار و استاندارد اندازه گيري در فرآيندهاي تنظيم و انطباق در تمام صنايع مخصوصاً صنايع هوا و فضا مطرح مي باشند .

·        كاربرد لیزر انترفرومترInterferometer)( : اندازه‌گيري دقت‌هاي هندسي و موقعيتي محورهاي خطي و دوراني، آزمون خطايابي حركت دايره‌اي و حجمي ماشين‌هاي اندازه‌گيري و ابزار

·        محدوده كاري لیزر انترفرومتری : دقت خطي تا 40 متر: 1ppm
دقت زاويه‌اي: 0.01 Sec

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 0:21  توسط بهزاد ایزدی  | 

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

 

پرش به: ناوبری, جستجو

در مهندسی و تولید صنعتی، بخش کنترل کیفیت و مهندسی کیفیت به بخشی گفته می‌شود که به درست کردن روش‌هایی مشغول است تا کارخانه بتواند به‌وسیله آن روش‌ها از مرغوبیت و مشتری‌پسند بودن کالاهای تولیدی خود مطمئن گردد. این روش‌ها و سیستم‌ها معمولاً با همکاری با دیگر رشته‌های مهندسی و بازرگانی طراحی می‌شوند.

یکسان بودن تقریبی برجسته‌کاری‌های ستون‌ها و دیوارهای تخت جمشید، نیایشگاه‌های مصری و یونانی و دیگر سازه‌های باستانی نشانگر اینست که موضوع کنترل کیفیت از دیرباز نزد بشر وجود داشته است.

عمده بحث كنترل كيفيت مربوط به انجام نمونه گيري از محصولات ، بازرسي آن نمونه ها و تعمميم نتايج به كل انباشت محصول است كه بر اساس روش هاي آماري انجام مي گيرد . از ديگر روش هاي مورد استفاده در كنترل كيفيت ، كنترل فرايند توليد محصول به جاي كنترل محصول تهيه شده است كه با استفاده از روش هاي آماري مانند SPC و ... انجام مي گيرد. مبحث كنترل كيفيت ، جايگاه ويژه اي در مباحث نظام هاي جامع مديريت كيفيت دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 21:44  توسط بهزاد ایزدی  |